قالب وبلاگ
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

سیر مقامه نویسی در ادبیات عربی و فارسی

بخش اول

»مقامه «واژه عربی است و در كتاب های لغت در معانی مختلف و متعددی به كار رفته است. این واژه پس از تغییر معنی در ادوار گوناگون ادبی و اجتماعی، سرانجام در قرن چهارم هجری برای فن خاصی از نثر اصطلاح شده و مشهور گردیده و در كتاب های لغت و دایره المعارف ها بیشتر بدان اصطلاح ثبت شده است. مقامه در آثار باقی مانده از دوره جاهلی در معنی «مجلس» و «مجمع» و نیز به معنی «گروهی كه در یك مجلس یا مجمع گرد آمده باشند به كار رفته است. این واژه در دوره اسلامی در معنی «مجلس» استفاده شده؛ مجلسی كه در آن شخصی در برابر خلیفه یا عده ای ایستاده و وعظ كند. به اعتقاد فارس ابراهیمی حریری مقامه در این دوره مرادف حدیث گردیده و به تدریج معنی مطلق سخنرانی به خود گرفته است. یعنی كسی در حالت ایستاده سخن گفتن آغاز كند.(1) 

شاید مفهومی كه واژه مقامه در دوره اسلامی به خود گرفت از قرآن مجید اخذ شده باشد چرا كه این واژه در قرآن فقط برای یكبار آن هم به معنی «جای نشستن و ماندن» به كار رفته است: «الذی اهلنا دار المقامه من فصل لایمسنا فیها نصب و لایمسنا فیها لغوب» (2) و اندیشمندان با استفاده از همین مفهوم مقامه معانی ثانویه ای از آن اخذ كرده اند. در برخی از كتاب های تاریخ ادبیات هم مقامه را برگرفته از اسم مكان دانسته اند؛ مانند مكان و مجالسی كه در آن مباحث علمی و ا دبی مطرح شود. ((3

در دوران خلفای بنی امیه و اوایل خلافت بنی عباس این كلمه با اندك تغییر معنی ای به جلساتی اطلاق شد كه در آن خلفا از پرهیزگاران و پارسایان پذیرایی می كردند مانند مقام «صالح عبدالجلیل» در برابر مهدی عباسی، مقام خالد بن صفوان در برابر هشام و مقام حسن در برابر عمربن هبیره سپس این كلمه توسط ابن قتیبه در عیون الاخبار به معنای خطبه و موعظه به كار برده شد و پس از او ابن عبدربه در عقد الفرید، طرطوشی در سراج الملوك، سعودی در مروج الذهب و جاحظ در البخلانیز با همین معنی در آثار خود به كار بردند. (4) بدین ترتیب این لغت قبل از قرن چهارم به معنای وسیعی كه دلالت بر خطبه و موعظه داشت معروف و مشهور گردید. مقامه در آن دوران به سخنرانی و سخنوری در مقابل بزرگان و خلفا و حاكمان نیز اطلاق می شد. نكته قابل ذكر اینكه خطیبان عرب به هنگام ایراد خطبه سراپا یا بر بلندی می ایستاده و سلاح یا عصایی در دست می گرفته اند (5) و بعید نیست كه این رسم به طور غیر مستقیم ادامه همان سنت و رسم جاهلی باشد كه نقالان و معركه گیران در القای حالات مختلف و تجسم بخشیدن به صحنه های داستانی كه نقل می كردند از چوبدستی یا عصا بهره می بردند چنان كه قهرمان داستان بدیع الزمان در معركه گیری اش همان عصا را در دست دارد و با آهنگ و ایقاع خاصی نوك آن را بر زمین می كوبد تا جلب توجه كند. به تدریج حالت «ایستاده» از آن حذف و به نفس «سخنرانی» مقامه گفته شد با این شرط كه سخنرانی دارای آرایه های ادبی و سخنران از طبقه اشراف باشد. به مرور زمان نیز اشرافی بودن سخنور هم از آن حذف گردید.

مقامه در سیر تحول معنایی خود، در قرن سوم هجری، به یكباره از مقام خود تنزل یافت و به استغاثه گدایان و سوال نیازمندان و بینوایان تبدیل شد، این استغاثه ها غالبا مسجع بوده اند و در ذهن، همان حالت نقالان و نیز حالت خطیبان را كه برای سخنرانی می ایستادند تداعی می كرد. این تنزل معنایی سبب گردید اصطلاح مقامه از انحصار مراكز درباری خارج گشته و به ادبیات عامه مردم وارد شود. (7) به مرور زمان مقامه معنا و مفهوم اولیه خود را باز یافت و به سخنان و نوشته های ادبی ای اطلاق گردید كه به نثر فنی و مصنوع و همراه با اشعار و امثال و مشحون به صنایع بدیهی اعم از لفظی و معنوی باشد. واژه مقامه در ادبیات فارسی هم نمودهایی داشته و در معانی مختلفی به كار رفته است. به نظر می رسد قدیمی ترین استعمال این واژه در كتاب تاریخ بیهقی است كه در آن به معنای حكایت و یا بیان واقعه و حادثه ای استفاده شده است: ...« و هركس كه این مقامه بخواند به چشم خرد و عبرت اندر این باید نگریست نه بدان چشم كه افسانه است تا مقرر گردد كه این چه بزرگان بوده اند...» (8) پس از او نصرالله منشی در كلیله و دمنه اش با به كار بردن واژه مقامه، از آن «كارهای مهم و هنر نمایی ها» را افاده كرده است: «كشتن شنزبه و یاد كردن مقامات مشهور و تاثر مشكور كه در خدمت من داشت....» (9) در مقامات حمیدی هم به معنای مختلف از جمله گفتار صوفیان و هنگامه به كار رفته است. ملك الشعرای بهار در سبك شناسی اش معنای دیگری از آن ارائه داده كه در منابع دیگر نیامده است و آن «آهنگ» است كه در خراسان مردم عادی به آن «مقوم» می گویند. او در این معنی مقامه را ترجمه «گاه وگاثه» دانسته و آن را با مقام های موسیقی ربط داده است. (10) و اما مقامه و مقاماتی كه در این مقال در پی واكاوی و بیان تاریخچه اش هستیم، به روایت بهار، روایات و افسانه هایی هستند كه كسی آنها را گرد آورده و با عبارتی مسجع و مقفی و آهنگ دار برای جمعی بخواند یا بنویسد و دیگران آن را بر سر انجمن ها یا در مجالس خاصی بخوانند و از آهنگ كلمات و سجع های آن لذت ببرند.

مقامات در اصل، فنی از انواع فن قصص است ولی با آن تفاوت دارد زیرا در فن قصص بیان رشته داستانی ضروری است اما در فن مقامات جنبه داستان به اندازه ای ضعیف است كه خواننده تمایلی به شنیدن موضوع داستانی احساس نمی كند بلكه بیشتر در پی حل دشواری های لفظی و تركیبات متن و یافتن صنایع لفظی و بدیعی آن است. (11) اما از نظر داستانی مقامات را قصه های كوتاهی دانسته اند كه در آنها راوی معینی شخص واحدی را در حالات گوناگون وصف می كند و بر اثر لفاظی گوینده داستان به درازا می كشد. (12) مقامات از نظر موضوع نیز تنوع بسیاری دارد.

مقامه نویسی در ادبیات عربی

فن مقامه نویسی در ادبیات عرب از قرن چهارم به بعد توسط بدیع الزمان همدانی شروع شده و گویا خود او این اصطلاح را در معنی «قطعه ای مسجع و مصنوع شامل داستان یا حادثه ای» به كار برده است. باید اذعان كرد پیش از آنكه بدیع الزمان همدانی فن مقامه نویسی را در ادبیات عرب به شهرت برساند و نامش به عنوان مبتكر این فن از فنون ادبی مطرح شود، استاد او ابن درید (متوفی به سال 321 ق) داستان های كوتاه و فكاهی ای آراسته به صنایع لفظی خلق كرده و شاید در فن مقامه نویسی طبع آزمایی هایی كرده است ولی آنچه كه در این مورد مسلم و مورد اتفاق نظر اغلب دانشوران است این است كه ابن درید داستان های خود را «احادیث» نامیده (13) و تا ظهور بدیع الزمان همدانی فن مقامه نویسی و اطلاق مقامه به نثر مصنوع و متكلف و آهنگین مطرح نبوده است. با این حال، ذكر این نكته نیز خالی از فایده نیست كه بدیع الزمان در نوشتن مقامات خود از احادیث ابن درید بی تاثیر نبوده است.

به هرروی، با استناد به منابع مختلف، نخستین كسی كه به مقامه نویسی روی آورد بدیع الزمان همدانی است. قلقشندی در صبح الاعشی فی قوانین الانشاء، (14) حنا الفاخوری در تاریخ ادبیات عرب (15) و بسیاری منابع مهم عربی و فارسی و نیز كسانی كه بعدها به پیروی از بدیع الزمان در فن مقامه نویسی طبع آزمایی كردند به این نكته اذعان دارند. در این میان، نظر فارس ابراهیمی حریری قابل تامل است. به اعتقاد وی گرچه مقامات در قرن چهارم هجری وضع شد اما حقیقت آن است كه بدیع الزمان مبتكر این فن نیست بلكه او با مهارت و استادی اجزایی را كه از قدیم در جامعه و ادبیات عرب بوده با یكدیگر تلفیق و تركیب كرده و فن قابل توجهی به دست آورده و كلمه مقامات را كه معانی فراوانی داشت بر فن خود اطلاق نموده و موجب شده معانی دیگر این كلمه كنار رود و مقامه فقط معنای اصطلاح خاص ادبی به خود گیرد. (16) وی با این توضیحات مبتكر مقامه نویسی در ادبیات عرب را ابن درید دانسته و بدیع الزمان را از نظر تلفیق داستان استاد و مبتكر دانسته و عنوان كرده است كه بدیع الزمان اصطلاح مقامه را برای نخستین بار به یك نوع از قصه منحصر ساخته است. (17) با این حال اغلب منابع متقدم و متاخر به مبتكر بودن همدانی در فن مقامه نویسی اذعان دارند.

درباره ابن درید

ابوبكر محمدبن حسن بن درید متولد 223 هجری در بصره است. او بعدها به عمان و فارس روی نهاد و سر آخر به بغداد بازگشت و در سال 321 ق در همان شهر در گذشت. ابن درید در شعر مهارتی كامل داشت و برخی ابیات و قصاید باقی مانده از وی این مطلب را تائید می كند. او علاوه بر سرودن شعر، در فن نثر نیز متبحر بود و آنچه از وی در این زمینه به یادگار مانده حكایت هایی است كه خودش نام «احادیث» بر آنها نهاده و همین حكایت ها عامل اصلی تشویق بدیع الزمان در نوشتن مقامه بوده است به گونه ای كه چهار صد حدیث و به اصطلاح خودش مقامه نوشت كه از آن فقط چهل مقامه باقی ماند. (18) زكی مبارك درباره احادث باقی مانده از وی اعتقاد دارد كه آن احادیث عموما جنبه شوخی و تفنن دارد و برخی از احادیث با بهترین روش فكاهی به نگارش در آمده اند. ((19

به هر روی، داستان های بر جای مانده از ابن درید را می توان نمونه ای از مقامات با سبكی شیوا و در عین حال عاری از تكلف دانست.



پی نوشتها

-1 فارس ابراهیمی حریری، مقامه نویسی در ادب فارسی، تهران، دانشگاه تهران، 1383 ش، ص 4 و 5
-2 فاطر/ 32
-3 المنهج فی تاریخ ادب العربی، ص 8
-4 جواد طحان، مقایسه گلستان سعدی و مقامات حمیدی، پایان نامه كارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی مشهد 1384، ص 5
-5 علی رضا ذكاوتی قراگوزلو، بدیع الزمان همدانی و مقامات نویسی، تهران، اطلاعات 1364، ص 12
-6 فارس ابراهیمی حریری، همان ص 8
-7 فرهنگ بزرگ سخن، به سرپرستی حسن انوری، تهران، سخن، 1381، ج 7 لغت نامه دهخدا، ذیل مقامه و مقامات
-8 تاریخ بیهقی، تصحیح خلیل خطیب رهبر، ج 1، تهران، مهتاب 1383، ص 212
-9 كلیله و دمنه، تصحیح مجتبی مینوی تهرانی، تهران 1374، ص 129
-10 ملك الشعرای بهار، سبك شناسی ج 2، تهران، امیركبیر، 1355، ص 325
-11 فارس ابراهیمی حریری، همان، ص 11
-12 همان جا
-13 مقامات حمیدی، عمروبن محمود بلخی، تهران، شركت تعاونی ترجمه و نشر بین الملل 1362، مقدمه
-14 قلقشندی، صبح الاعشی فی قوانین الانشاء، ج 14، 1407 ق ، ص 110
-15 حنا الفاخوری، تاریخ ادبیات زبان عربی، ترجمه عبدالمحمد آیتی تهران، توس ص 537 و 538
-16 فارس ابراهیمی حریری، همان، ص 10
-17 همان، ص 24
-18 همان، ص 25
-19 زكی مبارك، النثر الغنی فی القرآن الرابع، ج 1، ص 230 -233

جواد كامور بخشایش- دانشجوی كارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی

 

سیر مقامه نویسی در ادبیات عربی و فارسی

قسمت دوم

زندگی و آثار بدیع الزمان همدانی

حدود سی و هفت سال پس از مرگ ابن درید، در 358 ق در شهر همدان ابوالفصل احمد بن حسین یحیی همدانی مشهور به بدیع الزمان همدانی دیده به جهان گشود. اینكه برخی از مورخان ابن درید را استاد بدیع الزمان دانسته اند به نظر می رسد به واسطه بهره گیری بدیع از آثار ابن درید باشد وگرنه تولد بدیع الزمان سی و اند سال بعد از فوت ابن درید روی داده و با این استناد بدیع الزمان نمی توانسته در محضر ابن درید به تلمذ بنشیند. به هر حال، بدیع الزمان نزد ابن فارس لغوی درس خوانده سپس به ری و جرجان و نیشابور سفر كرده و در این مدت بانویسنده ها و شاعران زیادی برخورد كرده و تجربه اندوخته است. او در دربار پادشاهان ایرانی مانند دیلمیان و آل زیار و ملوك نیمروز و غزنویان پرورش یافته و همواره از صلات آنان بهره مند شده است. او در اواخر عمر در هرات ساكن گردید و با خاندان نجبا وصلت كرد و صاحب ملك و به تعبیر خودش “پانصد گاو و هزار رعیت” گردید تا اینكه در 398 ق درگذشت. (20) از وی دیوان شعر، مجموعه رسائل و مقامات بر جای ماند.

بدیع الزمان و مهارت او در مقامات نویسی

بدیع الزمان همدانی كسی بود كه برای اولین بار باب مقامه نویسی را گشود و پس از او گروهی از ادبا در این راه گام نهادند. او برای این رشته از ادبیات دو صفت قائل شد كه بعدها هم از سوی بسیاری از طرفداران وی رعایت گردید. اول اینكه برای مقامه های خود یك راوی تعیین كرد كه قهرمانی ها، شگردها و حقه بازی های “قهرمان” مقامه را به عینیه در شهرهای مختلفی كه او گدایی كرده دیده و حال برای “جمعی در مجلس روایت می كند. دوم، قهرمانی كه اغلب از مشاغل پست اجتماع بویژه گدایان انتخاب شده كه با سخنان مسجع و قافیه دار مردم را مجذوب خود نموده و از آنها اخاذی می نماید. غیر از این دو ركن اساسی، ركن دیگری نیز به عنوان سنت مقامه نویسی به وجود آمد كه آن هم تعداد مقامه ها بود كه به پنجاه مقامه می رسید. حسین خطیبی در فن نثر انشای مقامات بدیع الزمان را تحت تاثیر چند عنصر متمایز دانسته است: -1 از جنبه داستان پردازی تحت تاثیر قصص عربی -2 از جنبه لفظی و سجع تحت تاثیر ابن درید -3 از نظر قهرمان داستان تحت تاثیر روش گدایان، زیرا در این دوره گدایی با عبارات مسجع برای تاثیرگذاری در دیگران رواج داشته است. (21)

مقامات بدیع الزمان افسانه هایی است كه غالبا پهلوان آن روایات ابوالفتح اسكندری مخلوق فكر خود بدیع الزمان و راوی وی عیسی بن هشام است كه اونیز خیالی است و لطایف و شاهكارهای این مرد در عباراتی لطیف و زیبا و آراسته و مایه عبرت و شگفتی و شادی شنوندگان و خوانندگان شده است. (22) از دیگر خصوصیات كار بدیع الزمان آن است كه حوادث داستان هایش اغلب در محیط های متمدن شهری می گذرد و داستان هایش طرح و توطئه و گره گشایی دارد و صرفا هدفش عرضه لغات و كاربرد اصطلاحات و به رشته كشیدن مشتی مفردات نیست. (23) او به مقامه چهارچوب مشخصی داد و با داستان پردازی های جذاب خود نثری شیوا و جذاب پدید آورد.

سیر مقامه نویسی پس از بدیع الزمان

روش بدیع الزمان به سرعت مورد توجه نویسندگان قرار گرفت و راهی نو در ادبیات عربی گشود به گونه ای كه در فاصله بین قرن پنجم تا اواسط قرن چهاردهم حدود هشتاد نویسنده به عربی و زبان های دیگر مقامه نوشتند. توضیح هر یكی از آنان در این گفتار نمی گنجد اما ذكر این نكته ضروری است كه در همه آنها خطوط اساسی و ترسیمی بدیع الزمان در قالب مقامه نویسی رعایت گردید و در واقع آنان، همگی، به نوعی از بدیع الزمان تقلید كردند. به تدریج، در عین آنكه مقامه نویسی مورد استقبال نویسندگان عجم و عرب قرار می گرفت با تغییر ماهیت و شغل قهرمانان اصلی آن از گدایی به مشاغل دیگر تغییر محتوایی چشمگیری در مقامه نویسی پدید آمد و ادیبانی چون ابوطاهر اشتر كوتی از اسپانیا، قاضی حمیدالدین از ایران، ابومحمد قاسم بن عثمان حریری از عراق، نصیف یازجی از لبنان، عبدالله پاشا فكری از مصر، ابراهیم بن محمد المهدوی از عربستان، محمدبن عفیف الدین التلمسانی از سوریه و مقاماتی به رشته تحریر درآوردند. (24) در این میان، دنیای تصوف نیز به مقامه نویسی روی آورد و صوفیان طریقه های مختلف به نگارش مقامه های صوفیانه پرداختند. آنان در فن مقامه نویسی با حفظ سبك به سرعت محتوای آن را كه كدیه بود با اعلاترین درجه صوفیه یعنی جایگاه مرشد و مراد كامل خود عوض كردند و پرسش ها و پاسخ ها را جنبه اعتقادی و مذهبی دادند. “مقامات الصوفیانه” شهاب الدین سهروردی و “مقامات العماء بین ید الخلفاء و الامراء” غزالی از این دست است. (25) در دوره صفویه این نوع مقامه نویسی به زبان تركی هم سرایت كرد و مقامه هایی در رابطه با شیخ صفی الدین اردبیلی از سوی صوفیان یا پیروان آنها به نگارش درآمد كه رساله “البرخ (البویوروق به معنی دستور و فرمایش)“ از آن جمله است. رساله البویوروق تمام خصوصیات مقامه نویسی صوفیانه را دارد. (26)

دنباله مقامه نویسی همچنان ادامه داشت و حتی در قرن یازدهم و دوازدهم كه ادبیات عرب رو به انحطاط می رفت هنوز شیوه مقامه نویسی برای موضوعات گوناگون به كار می رفت. (27) از میان تمام آثاری كه در فن مقامه نویسی به زبان عربی پدید آمدند “مقامات حریری” شهرت فراوانی یافت و نویسنده آن عنوان بزرگترین مقامه نویس بعد از بدیع الزمان را به خود اختصاص داد.

حریری و مقامات او

ابومحمد قاسم بن علی بن عثمان حریری در سال 446 ق در روستایی در اطراف بصره به دنیا آمد. پس از طی دوران كودكی به بصره رفت و در محضر استادان بزرگی به شاگردی نشست و بر اثر هوش و استعداد سرشارش در علوم دینی و لغت و نحو تبحر یافت و كم كم در خدمت خلفای بغداد و وزرای ایشان به تالیف و تصنیف پرداخت و شهرت بسیار یافت. او سرانجام در 516 ق از دنیا رفت. از حریری چند اثر به یادگار ماند كه در این میان مقامات او- كه در تقلید كامل از بدیع الزمان به نگارش در آمده بود- شهرت یافت و پس از تصنیف همواره مورد توجه ادبا قرار گرفت و بسیاری درصدد تقلید از او به مقامه نویسی روی آوردند اما سبك دشوار و متانت عجیب او سبب شده كه مقاماتش غیر قابل تقلید شود.

تعداد مقامات حریری به تقلید از بدیع پنجاه مقامه است كه نخستین آن صنعانیه است و قهرمانان آن حادث بن همام و ابوزید سروجی هستند. موضوع اصلی همه مقامات حریری و اساس داستان های آن كدیه است و در همه داستان ها قهرمان و راوی به گونه ای روبه روی هم قرار می گیرند. (28) باید اذعان كرد نوشته های حریری تفنن صرف و نوعی هنرنمایی است و دلیل این امر نیز آن است كه در عصر حریری كار تفنن و تصنع در لفظ از مرحله بلاغت بسیار دور شده و به مسابقه و هنرنمایی تبدیل شده بود (29) و در این زمینه حریری گوی سبقت را از همگان ربوده است. برخی نیز مقامات حریری را رویه كاری های لفظی و آرایه های ناپسند معنوی و فاقد مضامین اجتماعی دانسته اند. (30)

مقامه نویسی در ادب فارسی

در زبان فارسی اولین مقامه با تاخیر دویست ساله از ابتدای پیدایش آن در زبان عربی، توسط عمرو بن محمود بلخی (قاضی حمیدالدین بلخی) در قرن ششم نوشته شد. با آنكه برخی نویسندگان كوشیدند در این شیوه قلم بزنند اما فن مقامه نویسی در فارسی خیلی مورد استقبال قرار نگرفت و نتوانست جایگاه ثابت و محكمی در ادبیات فارسی داشته باشد. یكی از دلایل این امر آن است كه دایره وسعت لغات و خصوصیات لغوی در فارسی به اندازه عربی نیست و زمینه برای تفنن در زبان فارسی كمتر است و همچنین سابقه علوم بلاغی در عربی بیشتر از فارسی است. لذا با تغییر روش در زبان فارسی مقامه جای خود را به حكایت داد و در ادبیات فارسی جا باز كرد. (31) با نگاهی به شیوه نثر خواجه عبدالله انصاری این سخن كه زبان فارسی خالی از سجع نیست و می توان كلمات زیبا و سره را جایگزین لغات عربی كرد تائید می شود. “درویشی از فقیر پرسید كه اگر روزی در طلب آیم و از این بحر به لب آیم حق به عاقلی جویم یا به عاشقی پویم به از عاقل و عاشق كدام بهتر و از عقل و عشق كدام مهمتر؟ ...” (32)

با این تفاسیر می توان گفت به جز یكی دو كتاب مقامه از جمله مقامات امیری ادیب الممالك فراهانی- كه هنوز به زیور طبع آراسته نشده - اثر شاخص دیگری به معنی واقعی مقامه در زبان فارسی خلق نشد و مقامات حمیدی به عنوان تنها اثر فن مقامه در ایران شهرت یافت و ادبای پس از وی طبع خود را در حكایت پردازی آزمودند.

قاضی حمیدالدین بلخی و مقامات حمیدی

عمروبن محمود ملقب به حمیدالدین و مشهور به محمودی بلخی قاضی القضات بلخ بوده است. او علاوه بر اجتهاد در فقه و علوم دینی در نویسندگی و شعر نیز دست داشته و گویا آثار زیادی به نگارش درآورده كه به جز مقاماتش اثر دیگری از وی از گزند روزگار در امان نمانده است.

حمیدی مقاماتش را در 551 ق به شیوه مقامات حریری نوشت و در مقدمه كتابش مدعی شد كه پیش از او كسی به زبان فارسی مقامات ننوشته و او نخستین كسی است كه به این كار همت گماشته است. (33)

مقامات حمیدی از همان زمان تالیف شهرت بسزایی یافت یكی از دلایل این امر آن بوده كه شیوه مقامه نویسی در فارسی اسلوبی بدیع و در عین حال دشوار بوده اما حمیدی توانسته بود از عهده آن برآید و از حیث تفنن در لغات و پرورش مضامین و تنظیم داستان اثری بدیع و همتراز با مقامات حریری خلق كند. كتاب او دارای 24 مقامه است كه همه از حیث شروع داستانی و پایان آن یكسانند. یعنی همه داستان ها از زبان یك دوست مخلص و مهربان روایت می شود. (34) قاضی برای هر یك از مقامه هایش نیز قهرمانی مناسب اما ناشناس برگزیده است. از دیگر خصوصیات مقامات حمیدی آن است كه در میانه نثر ناگهان همان مطلب را به نظم فارسی می سراید و گاهی نیز گذشته از شعر فارسی، شعر عربی هم می آورد.

در قرون متاخر، برخی گلستان سعدی را نثر موزون و متاثر از مقامات حمیدی دانسته اند و سعدی را در شیوه كار گلستان پیرو حمیدی شمرده اند، این ذهنیت به دلیل آهنگین بودن سخن سعدی شكل گرفته است. در واقع، هر چند گلستان شباهت هایی به مقامه دارد اما كتابی است كه نه تنها قرن های متمادی، با روح و جان ایران دمساز گشته بلكه پا را فراتر نهاده و مرزهای جغرافیایی را در نوردیده است. (35) سعدی با خلق چنین شاهكاری طرز مقامه نگاری در فارسی را معین كرد و بدین وسیله ناسخ شیوه مقامات حمیدی گردید.

 

پی نوشتها

 

-20 علیرضا ذكاوتی قراگوزلو، بدیع الزمان همدانی، و مقامات نویسی، پیشین ص 25 و 23، مقامات حمیدی، پیشین، مقدمه

-21 حسین خطیبی، فن نثر، تهران، زوار، 1366، ص 180

-22 مقامات حمیدی، پیشین، مقدمه

-23 علیرضا ذكاوتی قراگوزلو، پیشین، ص 31 و 32

-24 دایره المعارف السلام ج 7، مدخل مقامه

-25RAN BLOG POST. COM -WWW. TURKOLOJI I

-26 قارا مجموعه شیخ صفی الدین اردبیلی، تدوین حسین محمدزاده صدیق، تهران، 1380ش ، ص 56

-27 فارس ابراهیمی حریری، پیشین ص 38

-28 همان، ص 90

-29 همانجا

-30 رضا انزابی نژاد، شرح و توضیح مقامات حمیدی، ص 9

-31 جواد طحان، پیشین، ص 24 و 25

-32 ملك الشعرا بهار، سبك شناسی، ج 2، ص 241

-33 مقامات حمیدی، پیشین، مقدمه

-34 فارسی ابراهیمی حریری، پیشین، ص 112

-35 جواد طحان، پیشین، ص 47 .

نویسنده: جواد كامور بخشایش-دانشجوی كارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی


موضوعات مرتبط: مقالات عربي ( ادبی و تاریخ ادبیات عرب و قواعد )
[ سه شنبه دوازدهم دی 1391 ] [ 21:37 ] [ محمد علي ناظم غنايي ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

عربي زبان قرآن
،،شمس العرب،،كنايه از نام مبارك حضرت علي عليه السلام است
قال علي عليه السلام
هو کلام الله، و تأویله لایشبه کلام البشر؛ کما لیس شیءٌ مِن خَلقِهِ یُشبِهُهُ، کذلک لایُشبِهُ فعله تعالی شیئاً من افعال البشر ... (بحار الانوار،92/107)
اسلام دین جهان شمول و خاتم است‌. فرهنگ اسلامی جهان شمول است‌. خداوند خواسته دین اسلام و فرهنگ اسلامی جهانی باشد. یکی از ابعاد فرهنگ‌، زبان است‌. لذا خداوند قرآن را به زبان عربی نازل کرده است‌. تا زبان عربی جهانی شود، و این به جهت ویژگی‌های خاص زبان عربی و برتری آن بر زبان‌های دیگراست‌. زيرا زبان عربي از کامل ترين و پربارترين ادبيات ها مايه مي گيرد، و از حيث لغت و واژگان جزءوسيع ترين زبان ها مي باشد، از اين رو شايسته است به عنوان زبان ارسالي وحي باشد تابتواند تمام ريزه کاري هاي سخنان خداوند را به بهترين بيان به مخاطب خود انتقال دهد این همان چیزی است که امروز مطرح است‌; یعنی در پی جهانی کردن زبان‌، فرهنگ و... اسلام از چهارده قرن پیش این موضوع را مطرح کرده است‌. و این را می‌توان یکی از معجزات اسلام و قرآن کریم دانست‌. زبان قرآن، زبان فطرت است و قرآن با فطرت آدميان سخن مي گويد كه زبان مشترك همه انسان هاست. وماسعي داريم در پرتو انوار مقدس شمس العرب وامير بيان مولي الكونين علي عليه السلام در اين وبلاگ به آن بپردازيم.

لینک های مفید
امکانات وب